گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
بین به نادان و خردمند که جن و ملک است
در این شعر، شاعر به تفاوتهای اساسی بین انسانهای با دانش و نادانان اشاره میکند. او میگوید که نادانان مانند دیوها به زمین محدود هستند، در حالی که دانایان مانند فرشتگان در آسمانها جای دارند. عالم پر از انسانهایی است که در پی دانش و خرد میباشند، در حالی که افراد نادان در محیط خانواده خود تنها به سر میبرند. او به باغ دانایی به عنوان یک بهشت اشاره میکند و چاه نادانی را به عنوان محیطی بیعمق که به درد کسی نمیخورد، بیان میکند. در نهایت، از درد ناشی از جهل صحبت میکند و به تنهایی و بار نادانی اشاره میکند که مانند شاخهای بدون میوه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
بین به نادان و خردمند که جن و ملک است
مردم نادان بر خاک بماند چون دیو
وآن که آموخت خرد همچو ملک بر فلک است
از پی مردم عالم همه جا عائلههاست
مردم جاهل در عائلهٔ خویش تک است
باغ دانایی باغی است که فردوس آنجاست
چاه نادانی چاهی است که قعرش درک است
ملکها را همه از پی درک و مدعی است
ملک دانایی بیمدعی و بیدرک است
درد بیعلمی دردی است که درمانش نیست
شاخنادانی شاخیاست که بارشخسک است