چه شد که نرگس مستش ز آبِ دیده تر است
چه شد که لالهٔ رویش به رنگ معصفر است
شاعر در این شعر به بیان احساسات و ناامیدی عمیق دختر جوانی میپردازد که با مشکلات و ناکامیهای زندگی روبرو شده است. او از تغییرات ناگهانی وضعیت نرگس و لاله صحبت میکند که به مظلومیت و غم او اشاره دارد. همچنین به فقدان سعادت و خوشبختی اشاره میکند و از بیوفاییها و سختیهایی که دختر را از دوستان و زندگی شاد دور کرده، شکایت میکند. نهایتاً، شاعر به این نتیجه میرسد که این وضعیت نابسامان ناشی از اقدامات نامناسب والدین و محیط اطراف آنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه شد که نرگس مستش ز آبِ دیده تر است
چه شد که لالهٔ رویش به رنگ معصفر است
چرا سعادت ازین تازهدختر ناکام
بریده مهر و از او سال و ماه بیخبر است
نه روی خانه، نه یارای دیدن یاران
اسیر کنج خرابات و خوار و دربدر است
ز بیوفایی صیاد بلهوس این مرغ
از آشیانه جدا، خستهبال و کندهپر است
چه شد که این چمن نوشکفته گشته خراب
«بهار» این همه تقصیر مادر و پدر است