به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی
به پیشم آمدگفتم درین چه خاصیت است
این شعر به توصیف زیبایی و خاصیت یک گیاه خاربن در باغ در روزهای دی (دی ماه) میپردازد. شاعر با تأمل در خصوصیات این گیاه، آن را به تیر بینظم و تیغی بدون قبضه تشبیه میکند، که نشاندهندهٔ زیبایی و جاذبه آن است، اما از لحاظ ظاهری و ساختاری متفاوت است. پس از گذر از ایام سخت، همان گیاه را در بهار به شکل زیبایی میبیند و از آن لذت میبرد. او در جستجوی معانی و رازهای پنهان طبیعت و زیباییهاست و متوجه میشود که این زیباییها ناشی از تربیت و نوعی رستگاری در دل اوست. شاعر میخواهد بفهمد که این خاصیت و زیبایی از کجا ناشی میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که این موارد جزئی از آموزش و تربیت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی
به پیشم آمدگفتم درین چه خاصیت است
نه تیر قامت او را ز غنچه پیکانست
نه صدر حشمت او را ز برگ حاشیت است
بسان تیغی کانرا نه قبضه و نه نیام
بسان شعری کان را نه وزن و قافیت است
میان برف یکی خاربن تو گفتی راست
میانهٔ دل پاک، ازکژی یکی نیت است
هوای او به دل اندر غم آورد، گویی
ز طبع خسته یکی پر ملال مرثیت است
به نوبهاران زان پس بدیدمش خوش و خوب
چو توبهای خوش کاندر قفای معصیت است
شکفته سرخ گلی بر فرازآن گفتی
فراز قصر سعادت درفش عافیت است
شگفتم آمد زان حال و فکرتم جنبید
بلی شگفتی آغاز فکر و تزکیت است
نگاه کردم هر سو و راز آن جستم
که آنچه خاصیتی بود و این چه کیفیت است
بسیط خاک بنگشود راز من آری
بسیط خاک چراگاه راز و تعمیت است
برآسمان نگرستم وزآفتاب بلند
سئوال کردم، گفت این فروغ تربیت است