هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
ضرر و زحمت «شوری» نشناخت
در این شعر، شاعر به نقد مفهوم شوری (مشورت) میپردازد و نشان میدهد که برگزاری شوری و مشورت نادرست میتواند زیانبار باشد. او به تاریخ اسلام اشاره میکند و میگوید که مشکلاتی مانند قتل عثمان به دلیل استفاده نادرست از شوری پیش آمده است. شاعر بر این باور است که شوری در اصل نشاندهنده عدم قطعیت و تردید است و افرادی که به دنبال تأمین منافع خود هستند، به مشورت متوسل میشوند، در حالی که این کار میتواند به زیان آنها تمام شود. در نهایت، او تأکید میکند که اراده و عزم واقعی در نظام شوری نمیتواند به دست آید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
ضرر و زحمت «شوری» نشناخت
کار اسلام خراب آن کس کرد
که پسازمرگ نبی شوری ساخت
قتل عثمان شد از آن روز درست
که عمر کار به شوری انداخت
هرکه در بازی خود شوری کرد
تجربت شدکه در آن بازی باخت
عجز را پرده کشید از تلبیس
گر بزی کاو علم شور افراخت
شور، تزویر ضعیف است، بلی
عزم در کورهٔ شوری بگداخت
هر مزور که بدی اندیشید
قصد بنهفت و سوی شوری تاخت
هرکه خواهدکه مراد خود را
بشنود از تو، به شوری پرداخت
مشورت قاعدهٔ تردید است
نرسد مرد مردد بنواخت