سکته کرد و مُرد ایرج میرزا
قلب ما افسرد ایرج میرزا
شعر درباره ایرج میرزا، شاعر معاصر و نوآور، است که به ناگاه از دنیا رفته و جامعه ادبی را داغدار کرده است. او با اشعار لطیف و شاداب خود، غم و درد را از دل دوستانش میزدود و در شادی یارانش سهیم بود. درست زمانی که دیگران از مرگ او غمگین شدند، او با سبک خاص خود، گویی که زنده است، بلکه آثارش را با خود برده و موجب ناراحتی جامعه ادبی شده است. در نهایت، میرزا به آرامی جان سپرد، اما آثارش و قریحهاش به یادگار ماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سکته کرد و مُرد ایرج میرزا
قلب ما افسرد ایرج میرزا
بود مانند می صاف طَهور
خالی از هر دُرد ایرج میرزا
سعدیای نو بود و چون سعدی به دهر
شعر نو آوُرد ایرج میرزا
از دل یاران به اشعار لطیف
زنگِ غم بستُرد ایرج میرزا
دائماً در شادی یاران خویش
پای میافشرد ایرج میرزا
برخلاف، آخر ز مرگ خویشتن
خلق را آزرد ایرج میرزا
ای دریغا کانچه را آورده بود
رفت و با خود برد ایرج میرزا
گورکن فضل و ادب را گِل گرفت
چون به گِل بسپرد ایرج میرزا
سکته کرد و از پس پنجاه و پنج
لحظهای نشمرد ایرج میرزا
مُرد آسان لیک مشکل کرد کار
بر بزرگ و خُرد ایرج میرزا
گفت بهر سال تاریخش بهار:
وه چه راحت مُرد ایرج میرزا