نهاده کشور دل باز رو به ویرانی
که دیده مملکتی را بدین پریشانی
این شعر به ویرانی و بدبختی کشور ایران اشاره دارد و به شخصیت اردشیر ساسانی فراخوانی میکند تا برای نجات مردم از وضعیت ناگوار فعلی اقدام کند. شاعر به نومیدی و فساد جامعه اشاره کرده و میگوید که هرگز نباید از کسی گله کرد، چرا که خود انسانها نیز در دام هوس و نادانی گرفتارند. از اردشیر خواسته میشود که به عنوان پادشاهی عادل و بنده حق، برای بهبود وضعیت کشور تلاش کند و بهار زندگی را به مردم بازگرداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نهاده کشور دل باز رو به ویرانی
که دیده مملکتی را بدین پریشانی
دلا مکن گله از کس که خوار و زار شود
هر آن که شد چو تو سرگشته در هوسرانی
ز تار زلف سیاه تو روز مشتاقان
بود سیاهتر از روزگار ایرانی
به پاس هستی ایرانیان برآور سر
ز خاک نیستی، ای اردشیر ساسانی
ببین به کشور ایران و حال تیرهٔ او
که پست و خوار و زبون باد جهل و نادانی
بهار بندهٔ حق باش و پادشاهی کن
که بندگان حقیقت کنند سلطانی