شبی گذشت به آسودگی و آزادی
هزار شکر بدین نعمت خدادادی
شعر به وصف یک شب آرام و شاداب میپردازد که شاعر از آن به عنوان نعمت خداوند یاد میکند. او به زیباییهای زندگی و شادابی ناشی از آنها اشاره میکند و از خاطرات شیرین خود میگوید. همچنین، شاعر به بادهنوشی و غفلت از قید و بندهای دنیوی دعوت میکند. در انتها، او از عنایت و لطف دوست (خداوند) سپاسگزاری میکند و بر خوشی و شادیاش تأکید میورزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شبی گذشت به آسودگی و آزادی
هزار شکر بدین نعمت خدادادی
چه عیش های مهنا که روی داد به ما
بدین چمن که بدو باد روی آبادی
ز کهنه و نو گیتی نگشت شاد دلم
من و ملازمت لعبتان نو شادی
حدیث نعمت پرویز و حسن شیرین رفت
ولی چوکوه بجا ماند عشق فرهادی
بیار باده و آبی فشان بر آتش دل
که بی خبر شوم از قید خاکی و بادی
به شهربند حقیقت رسی ز راه مجاز
بلی نتیجهٔ شاگردیست، استادی
همیشه خرّم و شادیم از عنایت دوست
دوصد سپاس بدین خرمی و این شادی