غزلیات

شمارهٔ ۹۰

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جان قرین رخ جانان شود انشاء‌الله

هرچه خواهد دل ما، آن شود انشاء‌الله

۲

تا ببیند بت من حال پریشانی دل

زلفش از باد پریشان شود انشاء‌الله

۳

آن که خون دلم از دیده به دامان افشاند

خونش از دیده به دامان شود انشاء‌الله

۴

ای‌نهان گشتهز من‌، باش که حال دل زار

همچو خال تو نمایان شود انشاء‌الله

۵

دل آشفته‌ام از بیم شب هجر دراز

در سر زلف تو پنهان شود انشاء‌الله

۶

تا شود خانهٔ دل‌های عزیزان آباد

خانهٔ جور تو ویران شود انشاء‌الله

۷

بلبل آسوده نشین کز دم جان‌بخش بهار

دهر ویرانه گلستان شود انشاء‌الله

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار