لاله خونینکفن از خاک سر آورده برون
خاک مستورهٔ قلب بشر آورده برون
این شعر به تصویر کشیدن رنج و درد ناشی از جنگ و کشتار میپردازد. لالههای خونین نمادی از قربانیان جنگ هستند که از خاک برخاستهاند و بیانگر عمق فاجعهای هستند که بر زمین و انسانها تحمیل شده است. شاعر از سوز و درد مادرانی مینویسد که فرزندانشان را از دست دادهاند و آتش کین و خشونت در دل خاک نهفته است. همچنین تأکید بر تلاش و آرزوی صلح و آزادی از طریق یادآوری قربانیان جنگ و بیم مرگ در جامعه میشود. در نهایت، شعر به نوعی نقدی بر سرنوشت وطن و خونریزیهایی که بر سر آن رفته، اشاره میکند و به صداهایی از دل ملت در طلب آزادی و عدالت پرداخته میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لاله خونینکفن از خاک سر آورده برون
خاک مستورهٔ قلب بشر آورده برون
نیست این لالهٔ نوخیز، که از سینهٔ خاک
پنجهٔ جنگ جهانی جگر آورده برون
رمزی از نقش قتالست که نقاش سپهر
بر سر خامه ز دود و شرر آورده برون
یا که در صحنهٔ گیتی ز نشانهای حریق
ذوق صنعت اثری مختصر آورده برون
منکسف ماه و بر او هالهٔ خونبار محیط
طرحی از فتنهٔ دور قمر آورده برون
دل ماتمزدهٔ مادر زاریست که مرگ
از زمین همره داغ پسر آورده برون
شعلهٔ واقعهگوییست که از روی تلال
دست مخبر به نشان خبر آورده برون
دست خونین زمین است که از بهر دعا
صلحجویانه زکوه و کمر آورده برون
آتشین آه فرو مردهٔ مدفون شده است
که زمین از دل خود شعلهور آورده برون
پارههای کفن و سوختههای جگرست
کز پی عبرت اهل نظر آورده برون
عشق مدفون شده و آرزوی خاک شدهاست
کش زمین بیخته در یکدگر آورده برون
پارهها زآهن سرخست که در خاور دور
رفته در خاک و سر از باختر آورده برون
بس که خون در شکم خاک فشردهاست بهم
لخت لختش ز مسامات سر آورده برون
راست گویی که زبانهای وطنخواهانست
که جفای فلک از پشت سرآورده برون
یا ظفرنامچهٔ لشگر سرخست که دهر
بر سر نیزه به یاد ظفر آورده برون
یا به تقلید شهیدان ره آزادی
طوطی سبز قبا سرخ پر آورده برون
یا که بر لوح وطن خامهٔ خونبار بهار
نقشی از خون دل رنجبر آورده برون