غزلیات

شمارهٔ ۸۶

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن

در جهان گریاندن آسانست اشکی پاک کن

۲

گر نسیم فیض خواهی از گلستان وجود

یک سحر چون گل به عشق او گریبان چاک کن

۳

هرکه بار او سبکتر راه او نزدیکتر

بار تن بگذار و سیر انجم و افلاک کن

۴

تا ز باغ خاطرت گل‌های شادی بشکفد

هرچه در دل تخم کین داری به زیر خاک کن

۵

تا شوی فارغ بهار از بازپرس ابلهان

صوم رحمن گیر و چندی در سخن امساک کن

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار