تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
در جهان گریاندن آسانست اشکی پاک کن
این شعر به ما توصیه میکند که سعی کنیم غم و ناراحتی را از ذهن و دل خود دور کنیم و به جای گریانیدن، به شادی و عشق روی آوریم. با ترک بار سنگین تن و دغدغههای بیمورد، میتوانیم به سیر وسعت عالم بپردازیم. همچنین، برای شکوفایی گلهای شادی در زندگیمان، باید کینهها و حسادتها را فراموش کرده و دفن کنیم. در نهایت، برای رهایی از قضاوتهای نادان، لازم است که به خودمان بپردازیم و در گفتوگوهایمان احتیاط کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
در جهان گریاندن آسانست اشکی پاک کن
گر نسیم فیض خواهی از گلستان وجود
یک سحر چون گل به عشق او گریبان چاک کن
هرکه بار او سبکتر راه او نزدیکتر
بار تن بگذار و سیر انجم و افلاک کن
تا ز باغ خاطرت گلهای شادی بشکفد
هرچه در دل تخم کین داری به زیر خاک کن
تا شوی فارغ بهار از بازپرس ابلهان
صوم رحمن گیر و چندی در سخن امساک کن