غزلیات

شمارهٔ ۸۵

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای نرگست به خلق در فتنه بازکن

وی سنبل تودست تطاول درازکن‌*

۲

چشمانت را حذر بود از دیدن رقیب

همچون مریضکان ز مرگ احترازکن

۳

الفت چگونه دست دهد بین ما وشیخ

ماکار بر حقیقت و او بر مجازکن

۴

ما در درون میکده صهبا به جام ریز

شیخ از درون صومعه گردن درازکن

۵

با دشمنان ز ضعف دم از دوستی زدیم

چون ملحدی به خاطر مردم نمازکن

۶

کار بهار و یار به دور اوفتدکه هست

دایم بهار نازکش و یار نازکن

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار