وقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم
بزمی آراسته و شرب مدامی بکنیم
این شعر دعوتی به جشن و سرور و جشنوارهای از عشق و شیفتگی است. شاعر به فراخوانی برای برگزاری جشنی با نوشیدنیهای ناب و خوشگذرانی در ماه شوال پرداخته و بر اهمیت دوستی و عشق در زندگی تأکید میکند. او به مردم توصیه میکند تا از فرصتها بهرهبرداری کنند و در کنار هم شادباشند و از شادی و نشاط غفلت نکنند. در نهایت، بیان میکند که باید افراد زیبا و با کیفیت را مورد احترام و سلام قرار داد تا فضای دوستی و محبت در شهر حاکم شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم
بزمی آراسته و شرب مدامی بکنیم
نیک فالی است که در غرّهٔ شوال به مهر
ماه را نو به خط سبز غلامی بکنیم
مفتی شهر خراب از می نابست بیا
کاقتدایی ز ارادت به امامی بکنیم
لله الحمد که این عاشقی و شرب مدام
نگذارند که ما فعل حرامی بکنیم
شحنه با شیخ به جنگ است بیا تا من وتو
اندرین فرصت کم عیش تمامی بکنیم
موسم عربده و رقص و نشاط است ولی
چرخ گردان نگذارد که قیامی بکنیم
نگذاریم به گیتی اثر از جور رقیب
گر درین عشق خطرناک دوامی بکنیم
حالیا مصلحت آنست که اندر همه شهر
هرکرا صورت خوبیاست سلامی بکنیم
افسر ماه مکلل شود از شعر بهار
گر زخاک در او کسب مقامی بکنیم