غزلیات

شمارهٔ ۷۳

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مکن تو با دل من بیش از این به جور سلوک

که ملک زیر و زبر می‌شود ز جور ملوک

۲

لبت به نغمهٔ جان‌بخش چون مسیحا، جان

دهد به پیکر بی‌روح مردم مفلوک

۳

وفا کنی بچشیم و جفا کنی بکشیم

به حکم آن که بتان مالکند و ما مملوک

۴

کند قمر به رخت سجده‌؟ این بود معلوم

رسد به نور رخت زهره‌؟ این بود مشکوک

۵

بهار شاهد من در کمال حسن بود

چو آیت و دگران چون قبالهٔ محکوک

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار