بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد
یارب مبادا کز خطا خط بر من مسکین کشد
در این شعر، شاعر از عاشقانی سخن میگوید که به خاطر عشق و آرزوهایشان در تلاشند و اضطراب و غم را تحمل میکنند. او به آمدن محبوبی از سرزمین ختا اشاره میکند که دل بسیاری را میکشد و بر جان و دل آنها تأثیر میگذارد. شاعر تاکید میکند که برای رسیدن به محبوب و تحمل دردها و مشکلات، باید جان خود را فدای عشق کرد. او همچنین به زیبایی گلها و بلبلها اشاره میکند تا نشان دهد که عشق و زیبایی همواره با رنج و زحمت همراه است. در نهایت، شاعر به عشق و کشش بین خود و محبوب تاکید میکند و بیان میکند که زنجیری از عشق وجود دارد که او را به طرف محبوب میکشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد
یارب مبادا کز خطا خط بر من مسکین کشد
دلدادگان از هر طرف برگرد او بربسته صف
بگرفته دامانش به کف گه آن کشد گه این کشد
گر جان به کف باید نهاد این بندهٔ مسکین نهد
ور بار غم باید کشید این خاطر غمگین کشد
گر باغبان گل پرورد کز وی زمانی برخورد
یا زحمت کانون برد یا محنت تشرین کشد
ای بلبل شیرینزبان به گر نبندی آشیان
درگلشنی کش باغبان صد منت از گلچین کشد
خسرو نداند از گدا رندی که در ویرانهای
برکف می گلگون نهد در بر بتی شیرین کشد
جانا کشد جان بهار اندر شکنج زلف تو
زنجی که نالان صعوهایاز چنگلشاهین کشد