غزلیات

شمارهٔ ۵۰

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گر چونتو نقشی ای‌صنمنقاش چین در چین کشد

عمر درازی بایدش کان زلف چین در چین کشد

۲

گر سنبل و نسرین کشد از خط رخسار تو سر

رویت خط بیحاصلی بر سنبل و نسرین کشد

۳

گر دل به زلفت افکنم خال تو گردد رهزنم

ور با لبت دل خوش کنم چشم تو از من کین کشد

۴

جور تو را از عاشقان من دوست‌تر دارم به جان

آری جفای خواجه را خدمتگر دیرین کشد

۵

گر کرده گیتی شهره‌ات ور حسن داده بهره‌ات

هم بر بیاض چهره‌ات روزی خط ترقین کشد

۶

آن زلف بار جان کشد وین دل غم هجران کشد

تا آن کشد چونان کشد تا این کشد چونین کشد

۷

جانا بهار از جان کشد بار غم هجر تو را

فرهاد باید تا ز جان بار غم شیرین کشد

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار