غزلیات

شمارهٔ ۴۸

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد

ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد

۲

برون ز زلفتو یک حلقه هم نخواهد رفت

کم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد

۳

گرم دو بوسه دهی جان دهم به شکرانه

کرم ز خاطر اهل کرم نخواهد شد

۴

تو پاک باش و برون آی بی‌حجاب و مترس

کسی به صید غزال حرم نخواهد شد

۵

اگر بر آن سری ای ماهرو که روز مرا

کنی سیاه به زلفت قسم‌، نخواهد شد

۶

گرم زنی چو قلم بند بند، این سر من

ز بندگیت جدا یک قلم نخواهد شد

۷

رقیب گفت بهار از تو سیر شد، هیهات

به حرف مفت‌، کسی متهم نخواهد شد

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار