غزلیات

شمارهٔ ۳۳

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت

از دوست به‌خیر آمد و از ما به‌سلامت

۲

حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش

با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت

۳

از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق

خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت

۴

طی شد زجهان چشمه خضر ودم عیسی

ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار