غزلیات

شمارهٔ ۲۸

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست

توفیر آب و دانه به دست من و تو نیست

۲

گر کارها به وفق مرادت نشد مرنج

چون اختیار خانه به دست من و تو نیست

۳

درکارهای رفته مکن داوری کزان

جزقصه و فسانه به دست من و تو نیست

۴

خامش نشین که تعبیهٔ نظم این جهان

از حکمتست یا نه به دست من و تو نیست

۵

خرسند باش تاگذرد خوش دو روز عمر

گرداندن زمانه به دست من و تو نیست

۶

خوش باش و عشق ورز و غنیمت شمار عمر

کاین دهر جاودانه به دست من و تو نیست

۷

ره ناپدید و غیب ندانستنی «‌بهار»

می خور جز این بهانه بهدست من و تو نیست

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار