اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
توفیر آب و دانه به دست من و تو نیست
شاعر در این شعر به مسائلی اشاره میکند که ما در زندگی نمیتوانیم بر روی آنها کنترل داشته باشیم. او میگوید تغییراتی که در زندگیمان رخ میدهد یا نتایج کارهایمان در دست ما نیست. بنابراین نباید از ناکامیها ناامید شویم و باید بپذیریم که بسیاری از امور به حکمت و مشیت الهی مربوط میشود. در عوض، باید خوشحال باشیم و از عمر خود لذت ببریم، زیرا زندگی موقتی است و زمان در دست ما نیست. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که باید عشق ورزیم و هر لحظه را غنیمت شماریم، چرا که آینده و رازهای عالم در کنترلمان نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
توفیر آب و دانه به دست من و تو نیست
گر کارها به وفق مرادت نشد مرنج
چون اختیار خانه به دست من و تو نیست
درکارهای رفته مکن داوری کزان
جزقصه و فسانه به دست من و تو نیست
خامش نشین که تعبیهٔ نظم این جهان
از حکمتست یا نه به دست من و تو نیست
خرسند باش تاگذرد خوش دو روز عمر
گرداندن زمانه به دست من و تو نیست
خوش باش و عشق ورز و غنیمت شمار عمر
کاین دهر جاودانه به دست من و تو نیست
ره ناپدید و غیب ندانستنی «بهار»
می خور جز این بهانه به دست من و تو نیست