غزلیات

شمارهٔ ۲۷

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به کشوری که در آن ذره‌ای معارف نیست

اگر که مرگ ببارد کسی مخالف نیست

۲

بگو به مجلس شورا چرا معارف را

هنوز منزلت کم‌ترین مصارف نیست

۳

وکیل بی‌هنر از موش مرده می‌ترسد

ولی ز مردن ابناء نوع خائف نیست

۴

کند قبیلهٔ دیگر حقوق او پامال

هر آن قبیله که بر حق خویش واقف نیست

۵

نشاط محفل ناهید و نغمهٔ داود

تمام یکسره جمع است حیف «‌عارف‌» نیست

۶

«‌بهار» عاطفه از ناکسان مدار طمع

که در قلوب کسان ذره‌ای عواطف نیست

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار