غزلیات

شمارهٔ ۲۲

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نم باران ز بستان گرد رفته است

طبیعترا گلی از گل شکفته است

۲

نسیم آزاد می‌آید به بستان

چرا پس مرغکان را دل گرفته است

۳

عجب شوری بپاکردست بلبل

ندانمعشق در گوشش چه گفته است

۴

به ما جز عشق و آزادی مده پند

که عاشق حرف‌مردم کم شنفته است

۵

بهارا بیش ازبن درگوش ملت

مزن گلبانگ آزادی که خفته است

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار