شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
ز عمر نشمرم آن ساعتی که او اینجاست
این شعر به شب و آرزوهایی میپردازد که در دل شاعر وجود دارد. شاعر میگوید که در حضور محبوب، زمان برایش اهمیت ندارد و به زیباییهای محبوبش اشاره میکند. او از رقیب و نگاههای غیر میخواهد که از دل خود مراقبت کند و به حجاب و عفاف اشاره میکند. شاعر همچنین به اهمیت عشق و عفاف در زندگی زن اشاره کرده و میگوید که این مفاهیم، منجر به شادی و آرامش واقعی میشوند. در نهایت، او تأکید میکند که درون هر زن، نکات و زیباییهای فراوانی وجود دارد که فراتر از ظاهر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
ز عمر نشمرم آن ساعتی که او اینجاست
ز چشم شوخ رقیب ای صنم چه پوشی روی؟
بپوش قلب خود از وی که آبرو اینجاست
حذر چه میکنی از چشم غیر و صحبت خلق
ز قلب خویش حذر کن که گفتوگو اینجاست
نگاهدار دل از آرزوی نامحرم
که فر و جاه و جمال زن نکو اینجاست
خیال غیر مکن هیچ، کان حجاب لطیف
که چون درد، نبود قابل رفو، اینجاست
شنیدهام به زنی گفت مرد بد عملی
که نیست شوهر و مطلوب کامجو اینجاست
قدم گذار به مشگوی من - که خواهدگفت
به شوهر تو که آن سرو مشکمو اینجاست؟!
چو این کلام، زن از مرد نابکار شنید
به قلب خویش بزد دست و گفت: او اینجاست
خدا و عشق و عفافند رهبر زن خوب
بهشت شادی و فردوس آرزو اینجاست
«بهار» پردهٔ مویین حجاب عفت نیست
«هزار نکتهٔ باریکتر ز مو اینجاست»