همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت
که از عطش به ری امسال سبزه و گل سوخت
این شعر بیانگر نکاتی از مشکلات و بحرانهای شهر آمل است. شاعر از سوختن گل و سبزه بهدلیل عطش و بیتوجهی به اوضاع موجود سخن میگوید. او به جای شمع، گل سرخ را برافروخته و به تصاویری از پریشانی و تالم در باغها اشاره میکند. همچنین نسبت به غفلت وزرا و امرا از حال مردم و تأثیر منفی آن بر وضعیت شهر انتقاد میکند. شاعر در نهایت به ضرورت توکل به خداوند در مواجهه با مشکلات اشاره دارد و از غفلت و سهلانگاری مینالد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت
که از عطش به ری امسال سبزه و گل سوخت
بجای شمع برافروخت در چمن گل سرخ
بجای شهپر پروانه بال بلبل سوخت
به باغ، بید معلق ز تشنگی چون شمع
گرفت لرزه و از پای تا به کاکل سوخت
تو ای سحاب کرم قطرهای فشان بر خاک
که چهر لاله سیه گشت و زلف سنبل سوخت
ز حال خلق تغافل بس است ای وزرا
که خانمان ضعیفان ازین تغافل سوخت
به کار ملک تعلل بس است ای امرا
که شهر دلکش آمل ازین تعلل سوخت
به داغ هیچ عزیزی خدا نسوزاند
هرآن دلی که بر احوال شهر آمل سوخت
بهار گفت توکل به حق کنید دریغ
که برق غفلت ما خرمن توکل سوخت