بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت
کسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت
در این شعر، شاعر به مسائل اجتماعی و ظلم و بیعدالتی اشاره میکند. او از سوختن در اثر ظلم چرخ زمان صحبت میکند و به کسانی که علم را فراموش کرده و به جهل رو آوردهاند، انتقاد میکند. شاعر به خیانت به وطن و فروش خانه به دیگران اشاره میکند و از درد و رنج مردم در آتش نابرابریها مینالد. او همچنین بر بیداد و جهل تاکید کرده و میگوید که رنجبران تنها کسانی هستند که در این شرایط بهاری به آنها میرسد. در نهایت، سخن از تقاضای عدالت و تکیه بر حقایق انسانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت
کسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت
بگو به سایهٔ دیوار دیگران خسبد
کسی که خانهٔ خود را به دیگران بفروخت
وطن زکید اجانب درون آتش و ما
به سر زنیم و بنالیم از اینکه آمل سوخت
شکافتیم و دربدیم و سوختیم ز جهل
به زیب پیکر ما گر جهان قبایی دوخت
بود زخون فقیرآنکه شربتی نوشید
بود ز مال یتیم آنکه ثروتی اندوخت
درین میانه بهارا نصیب رنجبر است
به هر کجا که ز بیداد آتشی افروخت