غزلیات

شمارهٔ ۱۰

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب

حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب

۲

قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو

چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب

۳

نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع

چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب

۴

با دل سوخته پروانه به شمعی می‌‎گفت

دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب

۵

چون بهار انده فردا مخور و باده بخور

که همین یک‌نفس از عمر حسابست امشب

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار