خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمنا
خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و لذات آن اشاره میکند. او از جوانی، عشق، و سرور در این فصل صحبت میکند و به میخانه و نوشیدن شراب کهن اشاره دارد. همچنین به مسابقات اسبهای ترکمنی و زیباییهای طبیعی پرداخته و از احساس شادی و آزادی در بهار میگوید. شعر به نوعی جشنوارهای از احساسات مثبت و زیباییهای زندگی است که در این فصل شکوفا میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمنا
خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا
خوشا سرود نو آیین و ساقی سرمست
که ماهِ مویمیان است و سروِ سیمتنا
خوشا توانگری و عاشقی به وقت بهار
خوشا جوانی با این دو گشته مقترنا
خوشا مقارن این هر سه خاطری فارغ
ز کید حاسد بدخواه و خصم راهزنا
خوشا شراب کهن در سبوی گردآلود
که رشح باران بسترده گردش از بدنا
خوشا مسابقهٔ اسبهای ترکمنی
کجا چریده به صحرای خاص ترکمنا
درازگردن و خوابیدهدمّ و پهنسرین
فراخسینه و بالابلند و نرمتنا
بزرگسمّ و کشیدهپی و مبارکساق
بلندجبهه و محجوبچشم و خوشدهنا
به فصلی ایدون کز خاربن برآید گل
نواخت باید بر گل سرود خارکنا