هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یا که به راه آرم این صید دل رمیده را

یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را

۲

یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن

یا به تو واگذارم این جسم به خون طپیده را

۳

یا که غبار پات را نور دو دیده می‌کنم

یا به دو دیده می‌نهم پای تو نور دیده را

۴

یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکن

یا بستان و بازده لعل لب مکیده را

۵

کودک اشگ من شود خاک‌نشین ز ناز تو

خاک‌نشین چرا کنی کودک ناز دیده را

۶

چهره به زر کشیده‌ام بهر تو زر خریده‌ام

خواجه به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را

۷

گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی

کی ز نظر نهان کنم اشگ به ره چکیده را

۸

بانوی مصر اگر کند صورت عشق را نهان

یوسف خسته چون کند پیرهن دریده را

۹

گر دو جهان هوس بود بی‌تو چه دسترس بود

باغ ارم قفس بود طایر پر بریده را

۱۰

جز دل و جان چه آورم بر سر ره چو بنگرم

ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را

۱۱

بلعجبی شنیده‌ام‌، چیز ندیده دیده‌ام

اینکه فروغ دیده‌ام دیده کند ندیده را

۱۲

خیز بهار خون‌جگر جانب بوستان گذر

تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار