درود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین
به طبع نازک و لطف خیالت ای پوشکین
شاعر در این اشعار به تمجید از پوشکین، شاعر بزرگ روس، میپردازد. او از کمال و فضائل پوشکین میگوید و اعتقاد دارد که مرگ او پایان عمرش نیست، بلکه او همچنان در آسمان ادبیات ما زندگی میکند. شاعر به پوشکین به عنوان یک الگو و آرمان انسانی اشاره میکند و بر این باور است که او به اوج کمال رسیده و جاودان است. در نهایت، شاعر بر امید و آرمانهای پوشکین تأکید کرده و برای او درود میفرستد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
درود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین
به طبع نازک و لطف خیالت ای پوشکین
نیافت عمر تو با روز مردنت پایان
کنون بود صد و پنجاه سالت ای پوشکین
تویی ز ما صد و پنجاه پایه بالاتر
بریم رشک به جاه و جلالت ای پوشکین
مرا هنوز نزاییده مام دهر، اما
رسیدهای تو به اوج کمالت ای پوشکین
جنین دهرم و خون میمکم ز ناف حیات
تو جاودانی و نبود زوالت ای پوشکین
ببال نغمه موزون خود ببال و بپر
سوی ابد، که گشاده است بالت ای پوشکین
بچم بر اوج اثیر جلال خویش و مباش
به یاد زندگی پر ملالت ای پوشکین
سعادت بشر آرمان و ایدهآل تو بود
درود بر تو و بر ایدهآلت ای پوشکین