چون به پشت آسمانپیما برآمد پای من
آسمانی گشت طبع آسمانپیمای من
در این شعر، شاعر به تجربیات و تمایلات روحی و معنوی خود اشاره میکند. او ابتدا از اوج گرفتن و رسیدن به آسمان صحبت میکند که نشانهای از تعالی و رشد فکری اوست. شاعر به این نکته میپردازد که پس از رسیدن به این آسمان معنوی، دل او نیز دگرگون شده و به شیدایی میرسد. او به نوعی درگیر هوسها و افکار خود شده و این فرایند او را به تحرک و پویایی درونی دعوت میکند. در نهایت، شاعر به نیت خود برای رسیدن به معراج و بالاتر رفتن از حد و مرزهای جسمی اشاره میکند که نتیجه آن، آگاهی و تلاطم فکری اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون به پشت آسمانپیما برآمد پای من
آسمانی گشت طبع آسمانپیمای من
عاقبت هم خود به سوی آسمان پویا شدم
بس که پویا گشت از آن سو فکرت جویای من
عاقبت این دل مرا چون خویشتن شیدا نمود
اینت فرجام هوسهای دل شیدای من
گر دل اندر وای بودم نک تن اندر وا شدم
بر تن دروای من ره زد دل دروای من
من پیمبروار کردم نیت معراج و گشت
جنبجنبان زیر پا خنگ برقآسای من