زین شَهِ نادان، امیدِ مُلکرانی داشتن
هست چون از دزد، چشمِ پاسبانی داشتن
این شعر به نقد و بررسی وضعیت حکومت و پادشاهی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که امید به رهایی و بهبود اوضاع از سوی یک پادشاه نادان و ناتوان، همچون امید به پاسبانی از دزد، ناامیدکننده است. او به ویژگیهای منفی مانند کذب، ترس، احتکار و رشوهخواری اشاره میکند و تأکید دارد که چنین ویژگیهایی با تاج و تخت کیانی سازگار نیستند. شاعر همچنین بر لزوم داشتن یک پادشاه شجاع و فعال تأکید میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند جایگزین زحمتی شود که یک پادشاه برای حفظ حکومت خود میکشد. او میگوید که پادشاهی که با شمشیر به دست نیاید، ارزشی ندارد و تاج و تختی که بدون زحمت به دست آید، صرفاً بار سرسری و بیمعنا است. در نهایت، این شعر تصویری از انتظارات از یک پادشاه و نقد بیعملی و عدم شایستگی حکام دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زین شَهِ نادان، امیدِ مُلکرانی داشتن
هست چون از دزد، چشمِ پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوهخوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بیفر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
هست امید خیر ازین گندمنمای جوفروش
چون به نالایق زمین، گندمفشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعیزاده، قانونپروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگزاده عاقبت گرگ است و بیشک از خریست
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تنپرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زر کانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی که باید شهریار
بر عدو هر سال قهر قهرمانی داشتن
پادشاهی را که بر روی زمین شمشیر نیست
بینصیب است از نصیب آسمانی داشتن
شاه آن باشد که با شمشیر گیرد ملک را
پادشاهی نیست ملک رایگانی داشتن
ملک چون بیزحمت آید بگذرد بیدردسر
تاج بیزحمت چه باشد؟ سرگرانی داشتن