ای حلقهٔ زلف تو پر شکن
وی نرگس مست توصف شکن
این شعر به توصیف زیباییهای محبوبه و اثرات حیرتانگیز آنها بر شاعر میپردازد. شاعر با اشاره به زلفهای شگفتانگیز، چشمهای جذاب و دیگر ویژگیهای معشوقه، احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او به شکنندگی و زیبایی زلف، چشمان دلربا و دیگر زیباییها اشاره میکند و تأثیر آنها بر دل و جان خود را مینویسد. شاعر میگوید که غمزهای معشوقه مانند تیرهایی بر دل او اثر میگذارد و او را دچار اسارت کرده است. در نهایت، او از محبوبه میخواهد تا زلفهایش را از پیش پای دلش بردارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای حلقهٔ زلف تو پر شکن
وی نرگس مست توصف شکن
از یک شکن طرهٔ دوتات
بر جان و دل من دو صد شکن
ای زلف تو سررشتهٔ بلا
وی چشم تو سر منشاء فتن
ای نور تو را شمس مکتسب
وی لعل تو را شهد مرتهن
ای چشم تو چون آهوی ختا
وی خال تو چون نافهٔ ختن
ای جعد تو یک باغ ضیمران
وی چهر تو یک راغ نسترن
ماه از رخ تو یافته بها
مشک از خط تو یافته ثمن
چشمان تو اندر پناه زلف
چون در دل شب دزد راهزن
هر غمزهٔ تو ناوکی به دل
هر مژهٔ تو خنجری به تن
صد یوسف دل کردهای اسیر
وافکندهای اندر چه ذقن
زان ناوک مژگان دل گداز
گردیده مرا دل چو پروزن
بگشای به جای من ای نگار
از پای دل آن زلف چون رسن