یاد روزی کز برای دخل میدان ساختیم
از دغل سرمایه و از تزویر دکان ساختیم
در این شعر، شاعر به ناپاکیها و فسادهای موجود در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی اشاره میکند. او به یاد میآورد که چگونه از دغلکاری و تزویر برای جمعآوری ثروت و قدرت استفاده کردهاند. با تملک املاک و سوءاستفاده از اعتماد مردم، ثروتمندان و تاجران را ورشکست کرده و خود را بر بام قدرت نشاندند. شاعر به این موضوع نیز میپردازد که با استفاده از نامهای دینی، به نفع خود از مال مردم سوءاستفاده کردند و با ایجاد ظاهری قانونی برای شرکتهای خود، در واقع خیانت کردند. او به ناکارآمدی دولت مشروطه و تقلبهایی که در پشت این ساختارها وجود داشت، اشاره میکند و سرانجام این مسائل را به تحقیر مردم و سرآمدان جامعه نسبت میدهد. نیتی که در پس این تقلبات وجود دارد، از دید شاعر، ذاتی و فرهنگی از نوع نامردمی اجتماعی است که به تباهی جامعه میانجامد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاد روزی کز برای دخل میدان ساختیم
از دغل سرمایه و از تزویر دکان ساختیم
گاه با شه، گاه با دستور، گه با این و آن
ساختیم و ملک را میدان جولان ساختیم
چون که خر بازار بود آن عهد، در پالان شاه
کرده پیزرها و بهر خویش پالان ساختیم
با اتابک ساختیم و تاختیم از هر طرف
خانمان خلق را تاراج و تالان ساختیم
گه ز بهر دانهپاشی شام دادیم و ناهار
گه پی حاکمتراشی سنگ و سوهان ساختیم
هرکجا بد تاجری با مایه و با اعتبار
هوهو افکندیم و او را لات و عریان ساختیم
تاجران را ورشکستیم و پی املاکشان
تیز از هر جانبی چنگال و دندان ساختیم
از برای خود مهیا رشتهٔ املاک چند
با بهای اندک و فکر فراوان ساختیم
چون عموم خلق را کردیم خر، بیدردسر
خود عمومی شرکتی در ملک عنوان ساختیم
آنیک از ترس آنیک از جهل آن دگرها از طمع
پولها دادند و ما طالار و ایوان ساختیم
پس ز صاحبثروتان روس بگرفتیم پول
راهی اندر آستارا پر ز نقصان ساختیم
چون که شد اعضای شرکت را بنای بازدید
ما به روسان اصل شرکت را گروگان ساختیم
چون ز غیرت روس راکردیم داخل در عموم
در پناه او ز غم خود را تن آسان ساختیم
نفی گشتن، حبس دیدن، بد شنیدن را به خویش
بهر بلع مال شرکت سهل و آسان ساختیم
مال مردم خوردن از اسلام باشد دور و ما
مال مردم خورده تا خود را مسلمان ساختیم
خواندن اسناد شرکت رفتمان از یاد، لیک
از نماز و ذکر، جن را مات و حیران ساختیم
لایق ریش سفید ما کزین نامردمی
ملک خود را ریشخند خلق دوران ساختیم
دولت مشروطه چون املاک ما توقیف کرد
ما برایش دفتری از کذب و بهتان ساختیم
ورنه این ایران همان باشد که ما خود از نخست
زین تقلبها بنایش پاک ویران ساختیم
می کند صاحب سند ده پنج پول خود طلب
گوئیا ما از برایش زر در انبان ساختیم
مبلغی دستی به ما باید دهد صاحب سند
زانکه ما موضوع شرکت را دگرسان ساختیم
... شرکت گشت از ... تقلب چاک و ما
خویش را چون خایهٔ حلاج لرزان ساختیم
خشتک ما را اگر گیتی برون آرد رواست
زانکه الحق بهر فاطی خوب تنبان ساختیم