در پایتخت ما بگشادند بخت گِل
شد پایتخت ما به صفت پای تخت گل
این شعر به توصیف زیبایی و شکوه گلها در پایتخت اختصاص دارد. شاعر با بیان اینکه شهر ری مانند یک باغ بزرگ پر از گلها و زیباییهاست، از شکوفایی و طراوت طبیعت در این مکان سخن میگوید. او به اشکال هندسی و جذابیت خیابانها اشاره میکند و هر گام را به گامهایی رنگارنگ و معطر از گلها تشبیه میکند. همچنین به تأثیر آفتاب و باد بر روی گلها و زیباییهای شهر اشاره میشود و در نهایت به ماهیت سختی و غنای شاعرانه اشعارش میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در پایتخت ما بگشادند بخت گِل
شد پایتخت ما به صفت پای تخت گل
خوشگلتر از شوارع ری نیست کاندروست
صدگونه شکل هندسی از لخت لخت گل
هر گه ستور گام نهد از پی عبور
بر گرد گامهاش بروید درخت گل
گر تختی از بلور نهی برکنار راه
در نیم لحظهاش نشناسی ز تخت گل
گر بخت گل گره خورد از سعی نیمشب
عمال نیمروز گشایند بخت گل
یک رخت پاک باز نماند به شهر ری
گر آفتاب و باد نهبندند رخت گل
گر قصه موجز آمد عیبم مکن ازآنک
سخت است رد شدن ز قوافی سخت گل