ملک ایران سر بسر در انقلاب است ای ملک
کشور جمشید و افریدون خرابست ای ملک
در این شعر، شاعر به وضعیت نابسامان و نگرانکننده ایران در دوران انقلاب اشاره میکند. او به تاریخ پر افتخار کشور و اهمیت بیداری مردم اشاره میکند و از سلطنت شاهان قدیم به عنوان نمادی از قدرت یاد میکند. شاعر همچنین به ضرورت جوانی و پادشاهی میپردازد و نسبت به خطرات و حسادتهایی که ممکن است به کشور آسیب برساند، هشدار میدهد. او تأکید میکند که تنها آرزوی مردم، بیداری و رفاه تحت سلطنت شاه است و نگران عواملی است که میتوانند به اختلال در این وضعیت منجر شوند. در نهایت، شاعر به اهمیت توجه به سررشته امور و اتحاد مردم با پادشاه اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ملک ایران سر بسر در انقلاب است ای ملک
کشور جمشید و افریدون خرابست ای ملک
جنبشی با خاطر بیدار، کاندر ملک ما
مسکنت بیدار و آسایش به خوابست ای ملک
قبضهٔ شمشیر شاهان عجم، در دست تست
تاکی این تیغ مبارک در قرابست ای ملک
تا جوانی هست از شاهنشهی دریاب کام
زانکه شاهی و جوانی دیریابست ای ملک
آتشی در پنبه پنهانست، این دانیم ما
خاطر ما زین سبب در التهابست ای ملک
حاسدان ملک را در آستانت راههاست
شه پرستان را از آن درگه جوابست ای ملک
ما به جز بیداری شهمان نباشد آرزو
دل گر از این آرزو جوشد، مصابست ای ملک
شه ز حضرت رادمردان را به معنی دورکرد
وانکه باید دور بودن در جنابست ای ملک
شاه راگفتند تا بندد زبان دوستان
دشمنان را این نخستین فتح بابست ای ملک
دشمن خسرو به خسرو داده پندی ناگوار
کش دورویه، سود افزون از حسابست ای ملک
نیک باید دید تا سررشته نگریزد ز دست
پادشاهی رشتهای پرپیچ و تابست ای ملک
ما و حکم شاه و قلبی سربسر بر مهر شاه
سر نپیچدکس گرت رای عتابست ای ملک