بوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر
همچو چشم من گهرپالای شد ابر مطیر
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و شادیهای آن میپردازد. بوستان و گلها در شکوفایی و نشاط هستند، صدای بلبل در دل باغ طنینانداز است و باران به باغ سرسبزی میبخشد. طبیعت در حال تحول و تجدید حیات است و هر چیزی به زندگی و زیبایی خود بازمیگردد. بوستان بهعنوان جایی شاداب و خوشآوا توصیف میشود و نوروز به عنوان زمان خوشی و دلپذیری برشمرده میشود. شاعر همچنین به تنوع رنگها و زیباییهای بصری بهار اشاره میکند و حس نشاط و شادابی را در فضای طبیعت به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر
همچو چشم من گهرپالای شد ابر مطیر
بر نشاط روی گل وقت سپیدهدم به باغ
فاخته آوای بم زد عندلیب آوای زیر
بوستان بشکفت چون رامشگه پروبز شاه
سروبن برخاست چون بگشوده چتر اردشیر
ابر تیرافکن گشود از قطرهٔ باران خدنگ
باد جوشن گرکشید از سیم، جوشن بر غدیر
نرگس از نابخردی بنهاد در سیماب زر
لاله از افسونگری بنهفت در شنگرف قیر
روز باران از فروغ مهرگردد آشکار
آن کمان هفترنگ از دامن چرخ اثیر
چون حریری چند رنگین بر تن چینی عروس
باز جسته یک ز دیگر دامن رنگین حریر
نوبهار دلپذیر و روز شادی و خوشیست
خرما نوروز و خوشا نوبهار دلپذیر
از میان ابر هر ساعت درخشی برجهد
وز هراس خود برآرد رعد، افغان و نفیر
همچو خصم شه که برتابد رخ و افغان کند
آن زمان کز شست خسرو برجهد پرنده تیر