خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر
سوی مازندران تی و برگیری قرار اندر
این شعر به توصیف زیباییهای مازندران در فصول پاییز و بهار میپردازد. شاعر با ذکر مناظر طبیعی مانند دریا، مرغزار، بابل رود و درختان سرسبز، حال و هوای شادابی و طراوت این منطقه را به تصویر میکشد. او به وضوح احساس شادی و سرزندگی طبیعت را به همراه آواز پرندگان و تماشای زیباییها به تصویر میکشد. عاشقانهترین لحظات را در کنار دریا و درختان توصیف میکند و بر گیرایی و شگفتیهای طبیعت مازندران تأکید دارد. این منطقه به عنوان مکان سعادتمند و الهامبخش برای شاعر و طبیعتدوستان به نمایش گذاشته شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر
سوی مازندران تی و برگیری قرار اندر
گهی بر ساحل دریا بخوید و مرغزار اندر
گهی بر طرف بابل رود با بوس و کنار اندر
گهی غلطیده درگردونههای برقسار اندر
گهی بنشسته بر تازی کمیت راهوار اندر
خوشا مازندران ویژه پاییز و بهار اندر
به خاصه طرف آبسکون بدان دریاکنار اندر
زمینش سال و مه سبز و گل اندر وی به بار اندر
همیشه بلبلانش مست در لیل و نهار اندر
دمد انجیر بنها بر چنار و بر منار اندر
درختی بر درختی روید و آید به بار اندر
تذرو جفت گم کرده خروشان بر چنار اندر
کشیده هر طرف گردن پی دیدار یار اندر
«هراز» بانگ زن پوید بدان خرم دیار اندر
به کردار طراز سیم بر نیلی شعار اندر
خروشش گوش کر سازد به بانگ رعد سار اندر
بغلطاند تن پیل ژیان را بر گدار اندر