قصاید

شمارهٔ ۱۰۴ - در ذم می

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خرد را عجب آید از این نبید

وز آنکو به نبیدش دل آرمید

۲

می از تن بزداید توان و هوش

فراوان ضرر است اندرین نبید

۳

در آغاز، عروسی بود نکو

به فرجام‌، عجوزی شود پلید

۴

خدایی که به خیر آفرید خلق

شرانگیزتر از می نیافرید

۵

بسا سرو بلندا که کرد پست

بسا جان گرامی که بشکرید

۶

بسا مرد شریفا که می بخورد

پلیدی به جهان درپراکنید

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار