هند و ایران برادران همند
زبدهٔ نسل آریا و جمند
در این شعر به رابطه برادرانه و تاریخی بین هند و ایران اشاره شده است. هر دو سرزمین به عنوان زبده نسل آریایی معرفی شده و به صفات مثبتی چون شجاعت، جود و سخاوت پرداخته شده است. همچنین بر اهمیت علم و فرهنگ در هر دو کشور تأکید شده و به فقر و مشکلاتی که مردم این دو سرزمین با آن مواجهند اشاره شده است. شاعر با اشاره به دشمنان و غارتگران، بر لزوم اتحاد و برادری در مقابل مشکلات اجتماعی تأکید میکند و در نهایت از آزادی و رهایی هند به عنوان یک نکته مثبت یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هند و ایران برادران همند
زبدهٔ نسل آریا و جمند
آن یکی شیر وآن دگر خورشید
نزد مردم به راستی علمند
پارس شیر است و هند خورشید است
پشت بر پشت پاسدار همند
سیرچشمند هر دو چون خورشید
گرچه چون شیر گرسنه شکمند
صاحب همتند و جود و سخا
زان به هرجا عزیز و محترمند
هر دو والاتبار و صاحبقدر
هر دو عالیمقام و محتشمند
فخر تاریخ و زینت سیرند
معدن علم و منبع حکمند
مُنزل وحی و مهبط الهام
مخزن فکر و صاحب هممند
عاشق میهمان و طالب ضیف
خصم دینار و دشمن درمند
هر دو حیران ز شاه تا به گدا
هر دو عریان ز فرق تا قدمند
شهره اندر مروتند و وفا
مَثَل اندر سخاوت و کرمند
در تحمل نظیر «لچمن» و «رام»
در شجاعت عدیل روستمند
در ره هند جان گرفته به کف
اهل ایران، از آن به عده کمند
مغول و ترک و روس در ره هند
بر سر قتل و غارت عجمند
خامطمعان هماره در این ملک
حامل فقر و درد و رنج و غمند
هر به قرنی دو ثلث مردم ما
زین بلیات خفته در عدمند
نیست بر هند منتی کایشان
همچو ما در شکنجه و المند
باد لعنت به طامعان بشر
کآیت ظلم و مظهر ستمند
بر سر راه هند صحراییست
که در او غول و دیو و دد به همند
آدمیزادی ار در او باقیست
در عداد وحوش منتظمند
کاردانان مملکت کم و بیش
بستهٔ آب و نان و بیش و کمند
معده خالی و پای بر سر گنج
تشنهکامند و در کنار یمند
منت ایزد که هند گشت آزاد
خلق باید که قل اعوذ دمند
صحبت هند شد به نفت بدل
و اهل ایران ز صحبتش دژمند