کسان که شور به ترک سلاح عام کنند
خدنگ غمزهٔ خونریز را چه نام کنند؟
در این شعر، شاعر به نقد جنگ و تلاشهای بینتیجه برای صلح میپردازد. او با اشاره به افرادی که به بهانه صلح از سلاحها دست میکشند، از واقعیتهای تلخ جنگ و خونریزی در تاریخ سخن میگوید. به تعبیر او، جنگ هرگز از میان نمیرود و صلح تنها یک خیال خام است. شاعر بر این باور است که تمدنهایی که بر پایه خشونت بنا شدهاند، نمیتوانند به درستی در صلح زندگی کنند. او همچنین به خیانتها و ظلمهای دولتمردان اشاره میکند و میگوید که مردم ستمدیده باید فریب زیباییهای دروغینی که به نام صلح ارائه میشود را نخورند. در نهایت، شعر نشاندهنده واقعگرایی شاعر و ناتوانی در تحقق صلح واقعی در دنیای پر از درگیری است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسان که شور به ترک سلاح عام کنند
خدنگ غمزهٔ خونریز را چه نام کنند؟
مسلمست که جنگ از جهان نخواهد رفت
ز روی وهم گروهی خیال خام کنند
گمان مبر که برای نمونه مدعیان
به صلح دادن ژاپون و چین قیام کنند
به موی تو که همین صلح پیشگان فردا
ز بهر قسمت چین شور و ازدحام کنند
ز راز مهر و محبت اگر شوند آگاه
مبارزان جهان تیغ در نیام کنند
تمدنی که اساسش ز حلق و جلق بپاست
به صلح و سلم چسان مردمش دوام کنند؟
سه چار دولت گیهان مدار هم پیمان
پی موازنه این گفتگو مدام کنند
هنوز اول صلح است و غاصبان در هند
به شهر و دهکده هر روز قتل عام کنند
هنوز اول درد است و می کشان در چین
کشیده لشگر و تدبیر انقسام کنند
پی ربودن و تقسیم سرزمین حبش
هزار شعبده پیدا به صبح و شام کنند
خیالشان همه این است کاین سعادت را
به خود حلال و به دیگر کسان حرام کنند
نعوذبالله اگر مردم ستمدیده
فریب خورده بر این معنی احترام کنند
ندای صلح به عالم فکندهاند اول
که معده پاک ز هضم عراق و شام کنند
خبر دهند به خوبان که تیغ ابرو را
سپس به واسطهٔ وسمه در نیام کنند
صفوف سرکش مژگان و چشم فرمانده
به پشت عینک دودی سپس مقام کنند
کمند زلف که شد پیش از این بریده سرش
به دست شانه از آشفتگیش رام کنند
بیاض گردن موزون و ساعد سیمین
نهفته در مد خاص از نگاه عام کنند
لبان لعل و زنخدان و خال و عارض را
نهفته زیر یکی قیرگون پنام کنند