امسال شگفتی به کار آمد
کاسفند نرفته نوبهار آمد
شاعر در این شعر به وصف فصل بهار و تحولات آن پرداخته است. او از شگفتیهایی که بهار امسال به همراه دارد سخن میگوید و زیباییهای طبیعت را توصیف میکند. گلها و شاخهها با جان تازهای به دنیا آمدهاند و تصویرهایی از بنفشهها، نرگسها و لالهها به نمایش گذاشته میشود که نماد زندگی و شکوفایی هستند. شاعر به نوعی بازگشت به زندگی و جوانی را در بهار نشان میدهد و میگوید که سرمای زمستان جای خود را به گرمای بهار داده است. همچنین، اشاره به اینکه بهار با زیباییها و حرکات تازهاش، مانند سپاهی ورزیده به اشعار و طبیعت پیوند میخورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امسال شگفتی به کار آمد
کاسفند نرفته نوبهار آمد
زان پیش که جمره بر درخت افتد
اشکوفه برون ز شاخسار آمد
دم برنکشیده خاک، دزدیده
خمیازهٔ گیتی آشکار آمد
سرمای عجوز نابیوسیده
گرمای تموز را دچار آمد
دی گشت هزیمتی، کهزی بستان
از فروردین طلایهدار آمد
انبوه بنفشه چون سپاه مور
کز لشگر جم به زینهار آمد
نرگس به مثال دیدهبان برخاست
لاله به مثال نیزهدار آمد
سر پیش فکنده موی ژولیده
شنبل به لباس سوکوار آمد
واندر لب جو صنوبر و ناژو
با سرو بنان به یک قطار آمد
بر شاخ شجر درفش فروردین
جنبنده ز باد و مشگبار آمد