قصاید

شمارهٔ ۶۹ - بهار اگر بگذارد!

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صبر کنم انتظار اگر بگذارد

کام برم روزگار اگر بگذارد

۲

پیش فتم بخت بد اگر نکشد پس

خدعه کنم اشتهار اگر بگذارد

۳

نام من آید فراز قائمه ی رای

قائمه ی ذوالفقار اگر بگذارد

۴

داده‌ام اول قرار کار وکالت

مملکت بی‌قرار اگر بگذارد

۵

مهره‌ام آید برون ز ششدر حیرت

این ورق چارچار اگر بگذارد

۶

رأی تمام از من است‌، کاتب آراء

چند نقط بر هزار اگر بگذارد

۷

«‌تربت جامم‌» بس است‌، هیئت نظار

نیت خود را کنار اگر بگذارد

۸

از پی خود کسب اعتبار نمایم

گیتی بی‌اعتبار اگر بگذارد

۹

بنده وکیلم به رأی‌های دروغی

همهمهٔ نوبهار اگر بگذارد

۱۰

خواهم ازین نقطه من امید ببرم

این دل امیدوار اگر بگذارد

۱۱

کوس وکالت زنم به حیله و تزویر

سابقهٔ بی‌شمار اگر بگذارد

۱۲

مردم بیچاره را فریب دهم زود

کلک صدیق بهار اگر بگذارد

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار