قصاید

شمارهٔ ۵۶ - جهل عوام

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

این عامیان که در نظر ما مصورند

هر روز دام کینه به ما بر بگسترند

۲

ما پاسدار دین و کتاب پیمبریم

وینان عدوی دین و کتاب پیمبرند

۳

دین نیست اینکه بینی در دست این گروه

کاین مفسدهاست و ایندنیان مفسدت‌گرند

۴

وین رسم پاک نیست که دارند این عوام

کاینبدعتاست و اینسفها بدعت‌آورند

۵

از ایزد و نبی نشناسند جز دو حرف

کاینان اسیر گفته ی بابند و مادرند

۶

گویی چرا یکی استخدا، یا رسول کیست

اینان ز مادر و ز پدر حجت آورند

۷

افلاک در نبشته کمال پیمبری

وینان به کارنامه ی شق‌القمر درند

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار