قصاید

شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تن زنده والا به ورزندگی است

که ورزندگی مایهٔ زندگی است

۲

به ورزش گرای و سرافراز باش

که فرجام سستی سرافکندگی است

۳

به سختی دهد مرد آزاده تن

که پایان تن‌پروری بندگی است

۴

دلی بایدت روشن و تن‌درست

اگر جانْت جویای فرخندگی است

۵

کسی کاو توانا شد و تندرست

خرد را به مغزش فروزندگی است

۶

هنر جوی تا کام یابی و ناز

که جویندگی راه یابندگی است

۷

ز ورزش میاسای و کوشنده باش

که بنیاد گیتی به کوشندگی است

۸

درخشیدنِ این بلند آفتاب

ز بسیار کوشی و گردندگی است

۹

نیاکانْت را ورزش آن مایه داد

که شهنامه زایشان به تابندگی است

۱۰

تو نیز از نیاکان بیاموز کار

اگر در سرت شور سرزندگی است

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار