بشکست گرم دست چه غم؟ کار درست است
کسری ز شکستم نه، که افکار درست است
این شعر به مبحث شکست و آسیبهای زندگی میپردازد و در عین حال بر اهمیت دل و رفتار درست تأکید دارد. شاعر بیان میکند که شکست دست، غمی ندارد و آنچه مهم است رفتار و افکار درست است. او به این نکته میرسد که حتی اگر دست فردی بشکند، میتواند با دل درست و نیت خوب، به خوبی زندگی کند. همچنین اشاره میکند که درد و رنجهای ظاهری نباید سبب ناامیدی شود و باید بر روی معنای عمیقتر زندگی تمرکز کرد. در نهایت، شاعر به عشق و ارزشهای انسانی اشاره میکند و از اهمیت دلسپاری و تعهد به عشقی حقیقی میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بشکست گرم دست چه غم؟ کار درست است
کسری ز شکستم نه، که افکار درست است
آن را چه خطائیست که رفتار صواب است
و آن را چه شکستی است که گفتار درست است
گر دست چپم بشکست ای خواجه غمی نیست
در دست دگر کلک گهربار درست است
فخری نه گر از دست چکد خون به ره دوست
گر خون چکد از دیدهٔ خونبار درست است
از سر بگذر تا که ننالی ز غم دست
شو بر سر این نکته که بسیار درست است
از دست تو دستم به گریبان نرسد، لیک
چندان که برآید سوی دادار، درست است
گر دست پرستار بلرزد به مداوا
دل رنجه مکن تا دل بیمار درست است
دست جهلاگر که بود راست، فکار است
دست عقلاگر بود افکار، درست است
گو بشکند از حادثه صدبار، هرآن دست
کز وی نرسد بر دلی آزار، درست است
وان دست که آزار دل مورچهای خواست
هرچند درست است، مپندار درست است
اندر ره عشق ار برود دست، چه حاصل
گر سر برود در قدم یار، درست است
از دست بهار ار قدحی باده فروریخت
عهد خم و خمخانه و خمار درست است