همه جمال تو بینم چو دیده باز کنم
همه تنم دل گردد که با تو راز کنم
در این شعر، شاعر بیان میکند که وقتی چشمانش را میگشاید، زیبایی و جمال معشوقش را مشاهده میکند. او همچنین میگوید که به خاطر عشق به معشوق، تمامی دلش به سوی او میگراید و برایش رازهایش را میگوید. شاعر تصریح میکند که برای دیگران سخن گفتن برایش حرام است و تنها میخواهد درباره معشوقش صحبت کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
همه جمال تو بینم چو دیده باز کنم
همه تنم دل گردد که با تو راز کنم
حرام دارم با دیگران سخن گفتن
کجا حدیث تو آمد سخن دراز کنم