نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ
کآن باد همی از بر معشوق من آید
در این شعر، شاعر به زیبایی و نازکی بادی اشاره میکند که از سرزمین یمن میوزد و یادآور عشق او به معشوقش است. او هر شب نگران است که آیا معشوقش خواهد آمد یا نه، و تلاش میکند نام او را از دیگران پنهان کند، زیرا نمیخواهد نام عشقش در جمع دیگران بر سر زبانها بیفتد. در هر گفتوگویش، نام معشوقش نخستین چیزی است که بر زبانش جاری میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ
کآن باد همی از بر معشوق من آید
هر شب نگرانم به یمن تا تو بر آیی
زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید
کوشم که بپوشم صنما نام تو از خلق
تا نام تو کم در دهن انجمن آید
با هر که سخن گویم اگر خواهم و گر نی
اول سخنم نام تو اندر دهن آید