ای تَرک جان نکرده و جانانت آرزوست
زنّار نابریده و ایمانت آرزوست
این شعر به موضوعاتی مانند عشق و آرزو اشاره دارد. شاعر از شخصی صحبت میکند که هنوز به عشق و ایمان واقعی نرسیده و زندگیاش در جستجوی معنا و خدمت به دیگران است. او اشاره میکند که این فرد هیچگاه خدمت به مردان نکرده، ولی در عین حال به صحبت و معاشرت با مردان آرزو دارد. به طور کلی، این ابیات به تضاد میان آرزوها و واقعیتهای زندگی اشاره دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای تَرک جان نکرده و جانانت آرزوست
زنّار نابریده و ایمانت آرزوست
در هیچ وقت خدمت مردی نکردهای
وآن گه نشسته صحبت مردانت آرزوست