آتش نمرود هرگز پور آزر را نسوخت
پور آزر پیش ازین آتش چو خاکستر شدهاست
این شعر دربارهٔ معنویت و تجربهٔ نزدیک شدن به خداوند صحبت میکند. شاعر به تصویر آتش نمرود اشاره دارد و میگوید که پور آزر (پدر ابراهیم) حتی در داغی آن آتش هم نمیسوزد، زیرا روح او فراتر از این دنیا قرار دارد. او از شخصی میخواهد که برای درک عمیقتر حقیقت و عشق الهی، باید از خود و دنیا فارغ شود. شاعردرخود بودن و وابستگی به دنیا را مانع درک حقیقی میداند و تأکید میکند که عشق به خداوند انسان را از محدودهٔ مادی فراتر میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آتش نمرود هرگز پور آزر را نسوخت
پور آزر پیش ازین آتش چو خاکستر شدهاست
تا بدین آتش نسوزی تو یقین صافی نهای
خواه گو دیوانه خوانی خواه گویی بیهدهاست
ای دریغا جان قدسی کز همه پوشیدهاست
بس که دیدهست روی او یا نام او بشنیدهاست
هر که بیند در زمان آن حسن او کافر شود
ای دریغا کین شریعت کفر ما ببریدهاست
کون و کان بر هم زن و از خود برون شو یک رهی
کین چنین جان را خدا از دو جهان بگزیدهاست