در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش
مرد نابینا ببیند بازیابد راه را
در این بیتها، شاعر از دلتنگی و longing برای معشوق صحبت میکند. او خواهان برقراری ارتباط با معشوق است و ابراز میکند که در شب تاریک باید نقاب خود را کنار بگذارد تا طرف مقابل او را ببیند و راه خود را پیدا کند. شاعر به شدت به حضور معشوق نیاز دارد و نمیتواند منتظر بماند. درخواست او نهفته است که هر چه زودتر به او برسد و به نوعی از سردرگمی و ناامیدی رنج میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در شب تاریک برداری نقاب از روی خویش
مرد نابینا ببیند بازیابد راه را
طاقت پنجاه روزم نیست تا بینم تو را
دلبرا شاها ازین پنجه بیفگن آه را
پنج و پنجاهم نباید، هم کنون خواهم تو را
اعجمیام میندانم من بن و بنگاه را