گرفت خواهم زلفین عنبرین تو را
به بوسه نقش کنم برگ یاسمین تو را
در این شعر عاشقانه، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او آرزو دارد که زلفهای معشوق را بگيرد و با بوسهها، زیبایی او را جاودانه کند. شاعر به عشق و ارادت عمیق خود اشاره میکند و میگوید که هر جا معشوق پا بگذارد، او بر آن خاک هزار سجده میکند. همچنین، اگر نامهای از معشوق داشته باشد، بوسههایی بر آن میزند و حتی اگر دستش از او جدا شود، باز هم عشق او برایش ارزشمند است. شاعر تأکید میکند که اگرچه شاید مردم خاموش باشند، اما او به خاطر عشقش هرگز سکوت نخواهد کرد و همیشه از زیبایی معشوقش سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گرفت خواهم زلفین عنبرین تو را
به بوسه نقش کنم برگ یاسمین تو را
هر آن زمین که تو یک ره برو قدم بنهی
هزار سجده برم خاک آن زمین تو را
هزار بوسه دهم بر سخای نامهٔ تو
اگر ببینم بر مهر او نگین تو را
به تیغ هندی گو دست من جدا بکنند
اگر بگیرم روزی من آستین تو را
اگر چه خامش مردم که شعر باید گفت
زبان من به روی گردد آفرین تو را