ای دلبرِ عیسینفسِ ترسایی!
خواهم که به پیش بنده بیترس آیی
در این شعر، شاعر به معشوق خود، عیسی، میگوید که آرزو دارد او بدون ترس به نزد او بیاید. او از معشوقش میخواهد که گاهی اشکهایش را خشک کند و گاهی هم بر لبان خشک او آبی برساند. این شعر احساسات عاشقانه و نیاز به نزدیکی را بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دلبرِ عیسینفسِ ترسایی!
خواهم که به پیش بنده بیترس آیی
گه اشک ز دیدهٔ ترم خشک کنی
گه بر لب خشک من لب تر سایی